نظر سنجی
نظر شما درباره این سایت چیست
 
حاضرین در سایت
ما 8 مهمان آنلاین داریم
آمار بازدید کنندگان
mod_vvisit_counterامروز2
mod_vvisit_counterدیروز42
mod_vvisit_counterاین هفته293
mod_vvisit_counterهفته گذشته380
mod_vvisit_counterاین ماه1088
mod_vvisit_counterماه گذشته1736
mod_vvisit_counterکل بازدیدها122852

محور دوم
مديريت خطر  Risk Management


آنچه در اين محور مورد توجه است شامل سلامت و ایمنی، کاهش ریسک بالینی، پایش شکایات ،خط مشی ها و روش های اجرایی به روز شده، سیستم های گزارش دهی و پيگيري رویدادهای نامطلوب است.
تعاريف:

  • مخاطره - هر وضعيت واقعی يا بالقوه که می تواند باعث صدمه ، بيماری يا مرگ افراد ،آسيب ياتخريب يا از دست دادن تجهيزات ودارايی سازمان شود
  •  ريسک - احتمال مخاطره يا عواقب بد ، احتمال قرار گرفتن در معرض آسيب
  •  شدت – نتيجه قابل انتظار از لحاظ درجه صدمه ، آسيب به اموال ، و يا ديگر موارد مضری که می تواند اتفاق بيفتد
  •  احتمال - احتمال رخ دادن يک رويداد

تعريف مديريت ريسک در حوزه سلامت :
انجام فعاليت های بالينی و اداری برای شناسايی ، ارزيابی ، و کاهش خطر آسيب به بيماران ، کارکنان ، و ملاقات کنندگان و خطر از دست دادن خود سازمان.
سطح ريسک :

  •  ناچيز : هيچ عملی مورد نياز نيست
  •  قابل تحمل : هيچ کنترل بيشتری مورد نياز نيست
  •  متوسط : اقدامات کاهش خطر بايد اجرا شود
  •  اساسی : فعاليت بايد تا زمانی که ريسک کاهش يابد شروع نشود.

تحمل ناپذير :فعاليت بايد تا زمانی که ريسک کاهش يابد شروع نشود و اگر کاهش ريسک امکان پذير نيست فعاليت به کلی انجام نگردد .

لینکهای مهم
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
جستجو
اوقات شرعی

بیشتر بدانیم

تاریخچه حاکمیت بالینی :

اولین جنبش ارتقاء کیفیت خدمات سلامت در سال 1948 در انگلستان با تاسیس نظام سلامت ملی شروع شد. در دهه 1970 تحلیل گران و نظریه پردازان با شناخت اهمیت درک ارتباط میان ساختارها، فرایندها و پیامدها به تعریف مفهوم و ارتباط اجزای کیفیت پرداختند. از سال 1982، بتدریج مدیران پاسخگوی نتایج و برونداد خدمات شدند.

در سال 1983 گزارش گریفیث به عدم شفافیت در پاسخگویی در سطح محلی اشاره کرد که به کنار گذاشته شدن مدیریت درمان بر اساس توافق جمعی و انتصاب مدیر عمومی برای رهبری واحدهای مراقبت های سلامت انجامید. نقش کارکنان پزشکی درون گروههای درمانی مشخص گردید و این اقدام، عنصر پاسخگویی فردی برای خدمت ارایه شده را در نظام خدمات سلامت وارد نمود.

در اوایل دهه 1990، هنوز شواهد اندکی مبنی بر استفاده از فرصتها برای نهادینه ساختن مفهوم ارتقاء کیفیت در خدمات سلامت در سطح ساختاری، وجود داشت. در همین سال“ حاکمیت بالینی“ به عنوان لایحه ای ارائه می شود.

در سال 1999 سازمان ملی خدمات سلامت انگلستان تاسیس شد و مستقیماً به مساله کیفیت مراقبت سلامت پرداخت. دولت برای اولین بار مسوولیت قانونی امر کیفیت را عهده دار شد و نگرش حاکمیت فراگیر که پیش از این تنها در مورد امور مالی و بارکاری کاربرد داشت به عرصه ارایه کیفیت گسترش پیدا کرد. بدین ترتیب کیفیت به جای یک ضمیمه مطلوب به هدفی غالب تبدیل شد.