نظر سنجی
نظر شما درباره این سایت چیست
 
حاضرین در سایت
ما 7 مهمان آنلاین داریم
آمار بازدید کنندگان
mod_vvisit_counterامروز2
mod_vvisit_counterدیروز42
mod_vvisit_counterاین هفته293
mod_vvisit_counterهفته گذشته380
mod_vvisit_counterاین ماه1088
mod_vvisit_counterماه گذشته1736
mod_vvisit_counterکل بازدیدها122852

محور هفتم
آموزش و يادگيری    Education and Training

همانگونه كه از نام اين حيطه پيداست به آموزش كاركنان نگاهي ويژه داشته و سازمان را موظف مي كند تا به تخصیص زماني جهت آموزش کارکنان، تدوين استراتژی و برنامه عملی مشخص، دسترسی مناسب و مرتبط تمامي كاركنان به امكانات آموزشي، مدیریت آموزش و استفاده از نتایج برنامه هاي توسعه فردي جهت برنامه ریزی آموزشی توجه ويژه اي داشته باشد. آموزش مداوم بر اساس نيازهای حرفه ای پرسنل از اصول مهم CG است.اين کار را می شود با روش های مصاحبه و پرسش نامه و در عين حال با استفاده از نياز های هر شغل انجام داد.
از آنچه در فوق بدان اشاره شد مي توان دريافت كه در مواردي نظير رسيدگي به شکایت و رضایت بیماران، فرآيند احیا، خطاهای دارویی، تحلیل علت ریشه ای رویدادها، تحلیل مرگ و میر و ارزیابی دلیل ترخیص با میل شخصی، حاكميت باليني مي تواند تاثير گذار باشد.

لینکهای مهم
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
جستجو
اوقات شرعی

بیشتر بدانیم

تاریخچه حاکمیت بالینی :

اولین جنبش ارتقاء کیفیت خدمات سلامت در سال 1948 در انگلستان با تاسیس نظام سلامت ملی شروع شد. در دهه 1970 تحلیل گران و نظریه پردازان با شناخت اهمیت درک ارتباط میان ساختارها، فرایندها و پیامدها به تعریف مفهوم و ارتباط اجزای کیفیت پرداختند. از سال 1982، بتدریج مدیران پاسخگوی نتایج و برونداد خدمات شدند.

در سال 1983 گزارش گریفیث به عدم شفافیت در پاسخگویی در سطح محلی اشاره کرد که به کنار گذاشته شدن مدیریت درمان بر اساس توافق جمعی و انتصاب مدیر عمومی برای رهبری واحدهای مراقبت های سلامت انجامید. نقش کارکنان پزشکی درون گروههای درمانی مشخص گردید و این اقدام، عنصر پاسخگویی فردی برای خدمت ارایه شده را در نظام خدمات سلامت وارد نمود.

در اوایل دهه 1990، هنوز شواهد اندکی مبنی بر استفاده از فرصتها برای نهادینه ساختن مفهوم ارتقاء کیفیت در خدمات سلامت در سطح ساختاری، وجود داشت. در همین سال“ حاکمیت بالینی“ به عنوان لایحه ای ارائه می شود.

در سال 1999 سازمان ملی خدمات سلامت انگلستان تاسیس شد و مستقیماً به مساله کیفیت مراقبت سلامت پرداخت. دولت برای اولین بار مسوولیت قانونی امر کیفیت را عهده دار شد و نگرش حاکمیت فراگیر که پیش از این تنها در مورد امور مالی و بارکاری کاربرد داشت به عرصه ارایه کیفیت گسترش پیدا کرد. بدین ترتیب کیفیت به جای یک ضمیمه مطلوب به هدفی غالب تبدیل شد.